الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

248

تفسير مجمع البيان (فارسى)

تو ، اين است كه كلام هماهنگ و برابر شود و گرنه خداوند منزه از اين است كه داراى نفس يا قلبى باشد كه معانى در آن وارد شود ، مؤيد آن ، اين جمله است : - إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ : تو به اسرار من آگاهى ، زيرا « عَلَّامُ الْغُيُوبِ » هستى ولى عيسى از اسرار تو بىخبر است ، زيرا داناى غيب نيست . سپس ضمن حكايت از عيسى مىفرمايد : - ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ : من جز آنچه مرا امر كرده بودى ، به آنها نگفتم . من به آنها گفتم كه بخداوندى تو اقرار و ترا پروردگار من و خودشان بشناسند و ترا بيكتايى پرستش كنند و ديگرى را در عبادت ، شريك تو نسازند . وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ : و من مادامى كه در ميان آنها بودم شاهد اعمال و رفتار آنها بوده ، به وضع آنها آگاه بودم . فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ : جبايى گويد : يعنى هنگامى كه مرا ميراندى خودت محافظ آنها بودى . سدى و قتاده و حسن گويند : يعنى هنگامى كه مرا به آسمان بردى ، خودت محافظ آنها بودى . وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ : تو به همه چيز دانايى و هيچ چيز از تو پوشيده و پنهان نيست . جبايى گويد : اين آيه دلالت دارد بر اينكه : خداوند عيسى را ميراند ، سپس او را به آسمان برد ، زيرا مىگويد : تا من در ميان ايشان بودم ، گواه رفتار ايشان بودم و چون مرا ميراندى ، خودت گواه آنها بودى . اما اين استدلال ضعيف است ، زيرا از كلمهء « توفى » معناى مرگ استفاده نميشود . چنان كه مىگويد : « يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها » ( جان كسانى كه مىميرند و كسانى كه بخواب ميروند ، مىگيرد . زمر 42 ) بنا بر اين كلمهء « توفى » در مورد خواب نيز به كار رفته است . إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ : اگر آنها را عذاب كنى ، بندهء تواند و قدرتى ندارند . وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ : بدينترتيب ، عيسى خود را هيچكاره معرفى مىكند و امور كيفر و عفو را به خداوند محول مىسازد . مىگويد : من در اينباره قدرتى و تاثيرى ندارم ، اين تو هستى كه صاحب اختيار بندگان خود هستى ، خواهى عذاب كن